Showing posts with label art. Show all posts
Showing posts with label art. Show all posts

Sunday, March 8, 2015

Russian female painters



  تاریخ هنر به نسبت توجهی که به زنان شاعرو نویسنده داشته است درباره زنان نقاش و مجسمه ساز باعداوت و چشم پوشی بیشتری  عمل کرده  و آنها را در حوزه خلاقبت و ایجاد فرصت هایی برای نمایش و معرفی آثارشان بیشتر نادیده  گرفته است .
. همه ما  نقاشان زیادی را  میان مردان میشناسیم اما  تنها انگشت شماری از هنرمندان زن چون فریدا کالو.جورجیا اوکیف . کلودل و نیکی سنت فال و باربارا هیورث ...کارها و سر نوشت شان برای ما آشنا است . این حذف و فراموشی با شدت و بی رحمی بیشتری  روی زندگی زنان هنرمند  روسیه  سایه انداخته است ؛
 زنانی که در دوران سیاه دیکتاتوری شوروی عمر هنری خود را سپری کردند
بنا به تصادف هفته پیش درکتابخانه ؛ کتابی پیدا کردم ؛ که در نیویورک به چاپ رسیده استRussian Artists Women
کتاب شامل معرفی بهترین آثار نقاشی  ؛ سبک شناسی و تحلیل نقاشی ها ؛ عکس و بیوگرافی و همچنین بعضی نامه های باز یافته از این زنان هنرمند  است .گرچه بعضی نقاشی ها مسلما برای ماآشنا خواهند بود اما به نسبت اعتبارو زیبایی این نقاشی ها نام و هنر آنها در هاله فراموشی و سکوت محصوراست . همه این ده زن هنرمند از بسیاری نقاشان مرد در همان دوران خلاق ترو فعال تر بوده اند .ما همه با آثار نقاشان مرد روسیه بیشتر آشنا هستیم
chagal . kandinski. vrubel. Malovich. Leon Bakst. َAlexander Rodchenkova. Repin .shishkin . Tatlin . Kustodievآ 
.اما  حتا نامی ازبسیاری نقاشان زن روس نشنیده ایم کسانی که از پیشگامان سبک فوتوریسم . سورئالیسم؛ استرکتویسم ؛ فوویسم.سوپرماتیسم و یا کوبیسم بودند.
 Natalya Goncharova. Zinaida Serebryakove. Alexandra Exter. Maria yakunchikova.Nadezhda Udaltsova. 
    Olga Rozanova. Antonia Sofronova. Varava Stepanova .Lyubov Popova.Anna glubk



همه این ده زن در اواخر قرن 19 به دنیا آمده اند .شاهد انقلاب اکتبر و فروپاشی وتغییرات بنیادی آن دوران دهشت بار در روسیه بودند . زندگی هنر ی آنها در دورانی گذشت که بخشی از تاریخ قرن بیستم با خاطرات طاعونی و رنج های دهشت بار دستخوش امواج سهمناکی شد  .در کار زنان نقاش روس نیرویی درخشان از تخیل و نوآوری گرایش به مدرنیسم با رگه های شعله ور از شادی وجه  انتزاعی حیات و تخیل  و زندگی روزمره مردمان را به تصویر میکشد . بدویت و روحی پر  شور که در فرم و رنگ های آنها به چشم میخورد  کاملا نشانه های بومی از سرزمین پر وسعتی را با خود دارد که نوابغ زیادی را در خود پرورد . از میان آنان  دو زن در جوانی بر اثر ابتلا به سل و دیفتری مردند . شش نفر از آنها مجبور به مهاجرت و ترک همیشگی شوروی شدند و در پاریس و ژنو در گمنامی و عزلت تا پایان عمر به نقاشی ادامه دادند . تنهایکی از آنها توانست به عنوان استاد طراحی پارچه در دانشگاهی در مسکو به کار مشغول شود وآن دیگری در زادگاهش در خلوت و خاموشی به خاک سپرده شد.
Vera Muchina
شاید ورا موخینا *همان کسی که مجسمه های ماکسیم گورگی و چایکوفسکی را ساخت ازجهتی خوش اقبال ترین زن هنرمند روس باشد . کسی که توانست با همکاری و سرسپردگی به دولت بلشویکی آثارخود را از تاراج مصون نگه دارد اما روح و ایده های خود را دربست تحویل انقلاب داد . مجسمه معروف و غول آسایزن و مرد کالخوز را همه دیده ایم ؛ پیکره غول آسای زن کشاورزی داس به دست و مرد کارگری با پتک .همان تندیس که به نمادی برای اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شد وبه عنوان الگویی برای هنر کیچ سوسیالیستی در تاریخ هنر و نشانه شناسی جای گرفت

2012 گوتلند  

Saturday, January 24, 2015

Sunday, August 10, 2014

آلفونس ماریا موخا نقاش چک و سارا برنارد بازیگر فرانسوی




Alfons  Maria mucha1860-1939
در جستجوهایم در پراگ  برای تماشای کارهای چند نقاش محبوب و معروف سر از مسیرهای دیگری در اوردم به همان اندازه جذاب  ودیدنی . خواندن روایت زندگی این هنرمندان ؛ حوادث تاریخی و اتفاقاتی که  روزگارآنها را دگرگون کرد ؛  شورو شوق آفرینش در زندگی شخصی پر از درد و آوارگی آنها درکنارعشق و جنون خلاقیت بی حد و مرز ." آلفونس  ماریا موخا "  یکی ازاین نقاشان بی نظیراست که درسرزمین افسانه ای بوهمیا به دنیا آمد .سرزمین رازها و سایه های تاریک ؛ظروف کریستال درخشان ؛ شیشه های رنگین و زیبا ؛ معماری شگفت انگیز گوتیک  ؛ تئاترسایه و خیمه شب بازی . رودخانه ولتاوا با  پل های زیبایش دو سوی شهر؛ کافه ها ؛ کوچه های سنگفرش  را به هم وصل میکند . "موخا " بی شک یکی از کسانی است که حافظ و راوی قصه ها ؛ فلکلور و روح بوهمیاست . برا ی همین به عنوان هنرمند ملی چک معروف است  و روی اسکناس  و تمبرها ؛  نقاشی  و پرتره های  او به عنوان یاد بود چاپ شده است  . او بخشی از فرهنگ و خاطرات حماسی بوهمیا  را با ظرافت و زیبایی رازآلود و نمادها ی بومی و ملی دوباره  آفرید . همان موتیف و نقشمایه هایی که قصرها ؛  کلیسا و معماری شهر را زینت کرده بود در نمایی جدید  در تابلو ها و تزیینات  او ظاهر شد ند.  هم نشینی بدعت آمیز شکل ها ؛ اعداد و حروف با نقوش باستانی  در تابلوها ؛ پوستر ها و نقاشی های کلیسایی او  تولدی پرشور از رنگ ؛ نیروی حیات و زیبایی در هنر بوهمیا بود  . خدایان  ؛ زنان الهه گون ؛  مردان نامدار ؛ حادوگران و قهرمانان ملی  ؛ خاطره جنگ ها و طبیعت و جشن ها و هر آن چه با  یادهای این سرزمین پیوند عمیق دارد همه موضوعاتی هستند که او به آنها پرداخته است  . موخا در اوایل جوانی برای ادامه نقاشی به پاریس رفت  ودر آنجا در کنار نقاشانی همچون گوگن و امپرسیونیست های همدوره اش  روزگار تازه ای را شروع کرد. استودیوی او مانند موزه ای  مملو از غریب ترین اشیا ی  آنتیک ؛  گلدان ها ؛مجسمه ها ؛ لباس و؛ ظروف قدیمی  ؛ طلسم و ماسک  های آفریقایی بود ؛  صحنه ای  که برای خلق نقاشی های او زمینه ای الهام بخش می افرید  .  همه این اشیا  نشانه هایی باستانی و پر زرق و برق  در نقش و نگار های اوهستند که  موضوع نقاشی را با نوعی  قدرت و زیبایی بدوی توام میکنند  و صحنه ای تئاترگونه  را فراهم میکند  برای خلق تابلوهای شگفت انگیز او که آمیزه ای از الوهیت زنانه ؛ طبیعت و  رمز و نمادهای ستاره شناسی است..  درخشش  احساسی  پر ازوجد  و شاعرانگی چشم اندازخوشایند ی  پیش رویمان میگشاید تا به  اشتیاق های آدمی برای  حضور زیبایی وجستجوی کمال اشاره کند  . او دکورعکاسخانه های پاریسی اوایل قرن بیستم و تزیینات نمایشی آن را با نمایی از قصه های بوهمیایی و اسطوره های رومی و خدایان و شاهان درهم آمیخت تا طبیعت رویا و انسان را در یگانگی  تجسم بخشد .  "آلفونس موخا " همزمان با تصویرگری کتاب ؛ طراح پوستر وآفیش های تیلیغاتی نیز بود . برا ی همین او را یکی از تاثیر گذارترین نقاشان بر گرافیک مدرن  امروزی میدانند . در  دوره ای  از زندگیش در پاریس  بخشی از مهم ترین نقاشی ها ؛ طرح و  تابلو ها و پوسترهای او کارهایی است  که به  "سارابرنارد " مهم ترین هنرپیشه پاریسی  اختصاص دارد  و این  برا ی او  شهرتی  به بار آورد و نامش را برسر زبان ها انداخت .در این مجموعه کارها "سارابرنارد "با تمام توان و ظرافت بازیگری ؛ آرایش و نرمای حرکات اندامش در اثری ماندگار و چشم نواز مانند الهه ای آرمیده بر تختی از گل های وجشی  ؛ ملکه ای  با لباس های پر شکوه و آرایشی ملهم از نگاره های روم باستان و تئاتر یونان  یا زنی جوان و بی پروا ظاهر میشود تا  شخصیت  نمایشنامه هایی  مانند سالومه  ؛ مده آ ؛ هرا  ونمایش معروف "سارا ی کشیش"  که مدت ها روی سن بود ؛ برای همیشه در این تابلوها جاودان شوند  ( لینک پایین ). هنوز بعضی از کارهای تبلیغاتی و پوسترهای او به خاطر درخشش رنگ ها و نوع نگاه به موضوع و شیوه ارتباط با ییننده  ا زمعروف ترین کارهای تاریخ لیتو گرافی است . او شیوه تزیین گوتیک و باروک  در گچ بری های باشکوه  قصرها و کلیسا  و نقاشی تالارها ی اپرا و نمایش   را به عنوان   برای  آرایه حاشیه و تذهیب کتاب ها و قاب گرفتن  موضوع  تابلوی نقاشی و برای ایجاد تاثیرفوری  بر ببینده به کار گرفت چیز ی که نوعی جاذبه و حس آشنا به کارهای او میبخشید و آن را ازحد صحنه آرایی وذوق زیبایی محض به حوزه عمیق تری که جوهر و معنای وهم آلود دارد پیوند میدهد . آلفونس ماریا موخا در سال های اوج گرفتن  فاشیسم و آغاز اختناق و فشارهای سیاسی بعد از یک بازجویی طولانی گشتاپو در بستر بیماری افتاد وبه فاصله چند روز درگذشت  

 https://www.google.se/search?q=sarah+bernhardt+mucha+poster&tbm=isch&tbo=u&source=univ&sa=X&ei=4lrnU7vFA6PMyAPU2oD4BA&ved=0CCEQsAQ&biw=1024&bih=611
کارهای موخا از سارا برنارد .    

 http://www.muchafoundation.org/gallery/themes
بعضی از دیگر اثار او   

Tuesday, June 3, 2014

Tuesday, February 4, 2014

Marilyn Minter " in Louisiana ََArt museum "



Marilyn Minter " in Louisiana ََArt museum "
پورنو گرافی و اوهام اروتیک در آثار مریلین مینتر
>>در موزه لوئیزیانای کپنهاگ در کنار آثار نقاشان مدرن معاصر دانمارک ویدیو آرت های مریلین مینتر " نیز به نمایش در آمده است . مریلین مینتر ساکن نیویورک و استاد رشته هنر های تصویری در دانشگاه نیویورک است.او در لوئیزیانا به دنیا آمد دوران نوجوانی و جوانی را در فلوریدا گذراند و از 28 سالگی به نیویورک رفت .در یک کلوپ شبانه به نام مانهاتان عضو شد و پروژه ی تبلیغاتی کار روی جزییاتی در فیلم های پورنو را آغاز کرد. کار او ترکیبی از عکس و فیلم و نقاشی است که در تلفیق با دیگر شیو ه های فتوشاپ روی صفحه دیجیتالی اجرا میشود .
گاه روی صفحه آلمینیومی چاپ وتکمیل میشودتا لایه لایه به آن رنگ اضافه شود و تبدیل به فتو آرت ها و تابلوهای بزرگ تبلیغاتی شود و یا در ویدیو آرت هایش آنها را به طرزی خلاقانه به تصاویری تاثیر گذار، همراه با موسیقی بدل کند.حوزه ی کار او درباره جنسیت ؛ سکس و باورهای رایج درباره اروتیسم در جهان معاصر و تولیدات فکری سرمایه داری و صنعت تبلیغات و پورنوگرافی است. او قائل به نوعی اعتراض و انتقاد نه از طریق مرسوم بلکه با شیو های تجسمی برا ی نشان دادن موضوعی عمیق و موذیانه است که لایه هایی پنهان در ضمیر ناخودآگاه و رویا ها و زندگی امروزی ما دارد.او معتقد است هم طرفداران پورنو گرافی و هم مخالفان آن بر خطا هستند . او با شرکت در برنامه های تلویزیونی دیوید لترمن؛ آرسنیو هال و راه شب و نمایش کارهایش درمیدانی در لوس آنجلس ؛ نیویورک و بیشتر موزه های بزرگ آمریکا و اروپا میخواهد پرسشی اساسی را به ذهن بیننده القا کند براستی آنچه به عنوان حس زیباشناسی در حوزه پورنوگرافی و تخیلات و توقعات اروتیک بوسیله تبلیغات به مردم القا میشودچقدر حقیقی است وچه میزانی از این تماشا ی خیره کننده ساخته و خواسته ی بازار فروش محصولات دروغین سرمایه داری است ؟او در ویدیویی به نام" 100 ماده غذایی جنسی"قدرت باورنکردنی تبلیغات را برای تثبیت باورهای عمومی و فروش حیرت آور کالاها افشا میکند. و همچنین نقش کالایی ی زنان و دیگر بر انگیزنده هایی که همه پیام های جنسی ونقشی برای ایجاد تحریک و تهییج در بردارند تاپسندیده جلوه کنند و پذیرفته و خریداری شوند نشان می دهد و وقوف اینکه شرکت کنندگان در این نمایش، همیشه آگاهی یا سهمی در این ها ندارند. او به ما نشان میدهد کدام انگیزش های قوی در ناخودآگاه ما بر قدرت تصمیم گیری ارجح هستند و بیشتر از آنکه به ما لذت حقیقی و یا قدرت کشف تخیلات و توسعه شادمانی جسمی طبیعی را ببخشند ترفند و دامی برای نوعی وهم و فانتزی غیر قابل دسترس و شیفتگی و آرزومندی محال از طریق تصاحب کالا های غیر ضروری و ایجاد جاذبه جنسی هستند. .بخصوص در مورد زنان او اعلام میکند خواسته ها و لذت های آنان و تمایلاتشان کشف ناشده مانده است . بی ارادگی و جاذبه ای که هیچ مطابقت و هماهنگی ی با روح راستین تمایلات تن خواهی و کامجویانه ما ندارد اما نوعی سیستم و میدان دید و باور برای رفتار رویاها و خواسته ها ی ما فراهم آورده ؛ کابوسی بی پایان از ولع و شهوانیت که در پول و ناکامی وآرزو و تعریف کلیشه های زیبایی ؛ شناور است چنانکه خود او در چهار فتو آرت که در نیویورک در محله چلسی نمایش داد کفش هایی پاشنه بلند و زیباو قیمتی را رادر مایعاتی غلیظ و گل الود راه برد .یکی از مهم ترین کارهای او " خاویار سبز صورتی " مجموعه بی نظیری از عکس و فیلم هایی هستند که دهانی بلعنده و شهوانی را با رژلبی سرخ و لب های گوشت آلودی که باز و بسته میشود به جرکت در می آورد . هیولایی آمیب گونه و سرخ با اشتهایی وصف ناپذیر و کور ؛ هرچه پیرامون اوست میلیسد ؛ میبلعد ودر خود فرومیکشد تا هضم کند و تغییرشکل دهد . او ویرانی و بقا همان دور وتسلسل حیاتی در ارتباط موجودات زنده را که در زندگی انسانی درگیر کلیشه های زیبایی شده است وبدویتی زینت شده آن را تزیین و پنهان کرده ؛ بخوبی به حرکت و دیده شدن وا میدارد . .او بخصوص با ارایه فتو آرت هایی که در میادین و دیواره ساختمان ها به نمایش در آورد و در سلسله عکس هایی در موزه سانفرانسیسکو با بزرگ نمایی جرئیاتی مانند آرایش اغراق آمیز لب ها و چشم ها یی که صدها بار بزرگ تر از حد معمول شده بود؛ تا قدرت مخرب ِ فریبندگی و افسونگری پرکشش و کاذب آنها را عرضه کند . جنون وافسار گسیختگی تسلی ناپذیری که خود را به ما ؛ تمنیات و چشم های مان تحمیل کرده و مانند هیولایی مارادر نئون های پر زرق وبرق معلق نگاه داشته .احساس میکنیم هیچ شادمانی یا رازو کنش زیبایی آفرینی در پس این آراستگی پر شکوه و حیرت آور نیست ! پس ما اینجا چه میکنیم ؟ ما که جز وسیله ای برا ی تضمین بازاری سود آورنیستیم ؛ ما که در یک بیماری واگیردار عمومی تحت یک توهم طولانی مدت و مزمن تربیت شده ایم و اشکالی غیر قابل باور از طریق عمیق ترین غرایز تسکین ناپذیر مان توسط تبلیغات ؛ پول و صنعت سکس در جامعه مدرن به بازی گرفته میشود . ذوق زیبایی شناختی ی تحمیلی در جامعه ی سرمایه داری تمام جزئیات رفتاری؛ و تخیلات جنسی ما را در کنترل خود دارد . او در فیلمی 30 ثانیه ی چگونگی شکل گیری و شیوه معرفی همه کالاهای روزمره ؛ برا ی آنکه به فروش برسند را شرح میدهد. از یک ماشین تویوتا تا یک مبل یا لوسیون موبر همه به نوعی با سمبل های تحریک آمیز و پر جاذبه کد گذاری و معرفی میشوند تا به فروش برسند .
............................................................
لینک عکس هایی از کارهای او
https://www.google.se/search?q=marilyn+minter&hl=sv&prmd=imvnso&tbm=isch&tbo=u&source=univ&sa=X&ei=LwcDUKqWOaiL4gSwss3_Bw&sqi=2&biw=1525&

Marc Quinnمارک کویین هنرمند معاصر انگلیسی




بعضی از کارهای مارک کویین هنرمند معاصر انگلیسی
مجمسمه های معروفش از کیت ماوس ؛ معلولین و خودش
...........
او میگوید : وقتی کیت ماوس به عنوان مدل در برابر من قرار گرفت . فکر می‌کنم او بتواند تفاوت بین خود و تصویر خود در این مجسمه را درک کند. »
به اعتقاد مارک کوئین؛ موضوع این مجسمه این است که آیا ما تصویر را می‌سازیم یا تصویر ما را می‌سازد.
به گفته وی این مجسمه در باره رویاهای ناممکن و فناناپذیر است.
" در انگلستانمارک کوئین در سال 1998 به مدت 4 ماه حدود 5/4 لیتر از خون بدن خود را جمع آوری و منجمد کرد. (این مقدار برابر با کل خون بدن است) و سپس شکل سر خود را به صورت مجسمه ای از داخل این خون های یخ زده درآورد. در واقع تصویری از خود با خون خود ساخت. اما بسیار زیباتر و ظریف تر از آنچه قابل تصور است. که به تمام جزئیات چهره اعم از مژه ها و چال های زیر لب و چانه و ... پرداخته بود.خود کویین می گوید که این اثر بیشتر بر این فرض استوار است که شباهت های بین مردم بسیار بیشتر از تفاوت هاست. وی همچنین قالبی از سر خود بر شیر منجمد درآورد تا به شیر به عنوان یک مایع مهم حیاتی پرداخته باشد."

اودر واقع به دنبال در هم شکستن طبقه بندی های سنتی است .ببین انسان ها هیچگونه تفاوتی وجود ندارد. مهم واقعیت است. هر آنچه که می بینند. به دنبال آن هستند تا با به تصویر کشاندن آنچه از بدن که همواره زشت می پنداشتیم، ثابت کنند زشتی های واقعی از درون خود ماست.

Mark Ryden The Godfather of pop surrealism



آلیس در سرزمین عجایب ِ مارک ریدن مارک ریدن تقاش معاصر آمریکایی راپدر خوانده پاپ سورئالیسم
میدانند . او متولد 1963 و ساکن ایگل راک کالیفرنیا ست و در حال حاضر کارهایش بردیوار مهم ترین موزه های هنر معاصر دنیا به نمایش در می آید .تابلوی معروف درخت زندگی او پیش از افتتاح نمایشگاهش به$800000 فروخته شد . موزه هنر معاصر لوس آنجلس نیز کارهایی از او را خریداری کرده است . چندی پیش انتشارات تاچن کتابی از نقاشی های او را به همراه شرح و تفسیری بر نقاشی ها به چاپ رساند این کتاب یکی از گران ترین کتاب های نقاشی تاچن؛ در بزرگترین قطع ممکن برای یک کتاب است. نقاشی های مارک ریدن صحنه هایی ترکیب شده از دخترک های درشت چشم ِ معصوم و مبهوت ؛ خرگوش ها . گیاهان جادویی . درختان .گوشت .مناظرو افسانه های کهن . امعا و احشا وخون . ماشین های کوکی و شخصیت های تاریخی آشنا .جانوران .گل ها و حشرات است .او این نشانه ها را با نمادهای مذهبی کاتولیک و بودایی ؛ ستاره شناسی و غلم اعدادو کیمیا در هم می آمیزد . بعضی سبک کار او را نوعی کیچ و هنر بازاری میدانند که بر عادات و سلیقه آسان پسند امروزی و بعضی علایق مرسوم و آشنا در کارتون ها و فیلم های هالیوودی تصویر بندی شده است . اسباب بازی ها در جهانی به شدت خیال انگیز ؛ اما غریب و دهشتاک بر دست فرشتگان و موجودات ترسناک حمل میشوند تا قصه ای رمز آلود از جهان امروزی یا پیچیدگی های روان آدمی را روایت کنند. ترکیب و تزیین مناظر ی با عروسک ها .صحنه های رویا و کابوس هم چون خواب های کودکی گیج و سرگردان در سرزمین پریان و دیوان.است و لایه هایی عمیق را با قدرتی تاثیر گذار و شاعرانه در ذهن ما بیدار میکند . هر تابلوی نقاشی او قصه ای است که با چشم تماشا خوانده میشود و تناقضات و ناهم خوانی عناصر کارش همان قرابت و ترس و پرسشی را در بیننده بر می انگیزد که افسانه های پریان یا یک رمان پلیسی مدرن

Russian femal painter

  تاریخ هنر به نسبت توجهی که به زنان شاعرو نویسنده داشته است درباره زنان نقاش و مجسمه ساز باعداوت و نادیده گرفتن 
  بیشتری عمل کرده . همه نقاشان زیادی را از میان مردان میشناسیم اما معدودی چون فریدا کالو.جورجیا اوکیف . کلودل و نیکی سنت فال کارها و سر نوشتشان برای ما آشنا است . این حذف و فراموشی با شدت و بی رحمی بیشتری بر روی آثارو زندگی زنان نقاش روس سایه افکنده زنانی که در دوران سیاه دیکتاتوری شوروی عمر هنری خود را سپری کردند . 
بنا به تصادف هفته پیش درکتابخانه ؛ کتابی پیدا کردم ؛ که در نیویورک به چاپ رسیده است
Russian Artists Women
کتاب شامل معرفی بهترین آثار نقاشی  ؛ سبک شناسی و تحلیل نقاشی ها ؛ عکس و بیوگرافی ؛همچنین بعضی نامه های باز یافته اینان است .گرچه بعضی نقاشی ها مسلما برای ماآشنا خواهند بود اما به نسبت اعتبارو زیبایی این نقاشی ها نام و هنر آنها در هاله فراموشی و سکوت محصوراست . همه این ده زن هنرمند از بسیاری نقاشان مرد در همان دوران سر آمدترو فعال تر بوده اند . 
ما همه با کارهای
chagal . kandinski. vrubel. Malovich. Leon Bakst. َAlexander Rodchenkova. Repin .shishkin . Tatlin . Kustodievآشناهستیم که  همه نقاشان به نام روسیه هستند .اما  حتا نامی ازبسیاری نقاشان زن روس نشنیده ایم کسانی که از پیشگامان سبک فوتوریسم . سورئالیسم؛ استرکتویسم ؛ فوویسم.سوپرماتیسم و یا کوبیسم بودند.
 Natalya Goncharova. Zinaida Serebryakove. Alexandra Exter. Maria yakunchikova.Nadezhda Udaltsova. Olga Rozanova. Antonia Sofronova. Varava Stepanova .Lyubov Popova.Anna glubk
همه این ده زن در اواخر قرن 19 به دنیا آمده اند .شاهد انقلاب اکتبر و فروپاشی وتغییرات بنیادی آن دوران دهشت بار در روسیه بودند . زندگی هنر ی آنها در دورانی گذشت که بخشی از تاریخ قرن بیستم با خاطرات طاعونی و رنج های دهشت بار دستخوش امواج سهمناکی شد  .در کار زنان نقاش روس نیرویی درخشان از تخیل و نوآوری گرایش به مدرنیسم با رگه های شعله ور از شادی وجه  انتزاعی حیات و تخیل  و زندگی روزمره مردمان را به تصویر میکشد . بدویت و روحی \ر شور که در فرم و رنگ های آنها به چشم میخورد  کاملا نشانه های بومی از سرزمین پر وسعتی را با خود دارد که نوابغ زیادی را در خود پرورد . از میان آنان  2 زن در جوانی بر اثر ابتلا به سل و دیفتری مردند . 6 نفر از آنها مجبور به مهاجرت و ترک همیشگی شوروی شدند و در پاریس و ژنو در گمنامی و عزلت تا پایان عمر به نقاشی ادامه دادند . تنهایکی از آنها توانست به عنوان استاد طراحی پارچه در دانشگاهی در مسکو به کار مشغول شود وآن دیگری در زادگاهش در خلوت و خاموشی به خاک سپرده شد.
Vera Muchina
شاید ورا موخینا *همان که مجسمه های ماکسیم گورگی و چایکوفسکی را ساخت ازجهتی خوش اقبال ترین زن هنرمند روس باشد . کسی که توانست با همکاری و اعتقاد به دولت بلشویکی آثارخود را از تاراج مصوون نگه دارد اما روح و ایده های خود را دربست تحویل انقلاب دهد . مجسمه معروف و غول آسای زن و مرد کالخوز را همه دیده ایم ؛ پیکره غول آسای زن کشاورزی داس به دست و مرد کارگری با پتک .همان تندیس که به نمادی برای اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شد وبه عنوان الگویی برای هنر کیچ سوسیالیستی در تاریخ هنر و نشانه شناسی جای گرفت

Paul MacCartney & Beatles in Linda MacCartneys photos
به افتخار 70 سالگی سر پل مک کارتنی انتشارات تاچن
چندی پیش یک کتاب عکاسی به چاپ رساند. کتاب شامل مجموعه عکس هایی است که لیندا مک کارتنی در طول سه دهه زندگی اش در کنار پل مک کارتنی از او فرزندانشان و گروه بیتلز گرفت . لیندا در نیویورک به دنیا آمد و در رشته عکاسی و تاریخ هنردرس خواند آماآنچه او را به شهرت رساند همراهی با گروه رولینگ اسنونز سوار بر یک قایق بادبانی رو ی رودخانه هودسن بود او گرو ه رو لینگ استونز را درصمیمانه ترین لحظه های زندگیشان در سفر به تصویر کشید و نوعی روایت عکس / بیو گرافی را در کارهایش به اجرا در آورد و بعد ها عکس ها ی او از زمایکل جکسون ؛ جیمی هندریکس ؛ نینا سیمون ؛ اریک کلاپتون ؛ باب دیلن و ...بسیاری از چهره ها ی عالم موسیقی و هنر باعث شهرت او و نمایش کارهایش در بزرکترین موزه های عکاسی دنیا و گالری ملی پرتره لندن و موزه ویکتوریا و آلبرت و دیگر مراکزمهم عکاسی دنیا شد . او در سال 1969 با گروه بیتلز و پل مک کارتنی ملاقات کرد . رابطه عاشقانه این دو به ازدواج انجامید و تمام سال های بعد لیندا د رکنار عکاسی پرتره ؛ دفاع از حقوق حیوانات و گیاه خواری از خصوصی ترین لحظه های گروه بیتلز و زندگیش با پل مک کارتنی و چهار فرزندنشان عکس گرفت .او معرو ف ترین گروه موسیقی قررن بیستم را نه فقط در رو ی سن بلکه در خلوت و تفریح و میهمانی و تنهایی شان به دنیا نشان داد جایی که آنها به مانند ِ دیگر مردمان

در جستجوی صلح و شادی ؛تسلی ؛ دوستی و عشق بودند

Friday, December 13, 2013

لی کرزنر و جکسن پولاک



  اکتبر ۱۹۰۸_  ژوئن ۱۹۸۴
 لی کرزنر در یک خانواده یهودی  در بروکلین به دنیا آمد و یکی از پیشگامان "جنبشس "اکسپرسیونیم انتزاعی "  یود .   او که بعدها  به جنبش کوبسم پیوست یکی از شاگردان  برجسته "هانس هوفمان  " به شمار میآید . همان کسی که درباره او گفت : "این کارها به اندازه ای خوب هستند که شما متوجه نمی شوید به وسیله ی یک زن نقاشی شده."  !!  کرزنر د رهمین سال ها در نیویورک با یکی دیگر از اعضای فعال جنیش اکسپرسیونسم انتزاعی " جکسن پولاک " ازدواج کرد . حضور این دو تاثیر عمیقی بر کار و زندگی هردوی آنها داشت . اما لی کرزنر مدام با چند مسئله اساسی در جامعه هنری آن دوران و زندگی خصوصی اش درگیر بود . حذف جنسیت از نقاشی هایش و توجه عموم به کار او تحت هویت  ونام  پولاک ؛دشواری ایجاد توازن میان موقعیت مستقل  او به عنوان یک هنرمند و نقش او به عنوان همسر جکسن پولاک  استقلال و ارزش های شخصی  او را در سایه قرار داد.موضوعی که او هم دردنیای درون و هم در واقعیت پیرامونش تلاش و تقلای فراوان برای حل وفصل آنها داشت و نیروی زیادی از توان هنرمندانه او صرف این تضادها شد.. انگار همان جمله منحوس "هوفمان " درباره اوگویای موقعیت اودر جامعه ای مردمحور و همه واقعیت بیرحمانه ای  بود که پیرامون او به عنوان یک زن هنرمنددر قضاوت و پذیرش عمومی وجود داشت.  جامعه ای که  با وجود تظاهر به روشنفکری و مدرنیت   وقتی آنها در کنار هم قرار گرفتند؛ حتی موفقیت ها و شجاعت های "لی کرزنر " در نقاشی  را به حساب  زندگی در کنار پولاک گذاشت .! در دوره ای طولانی او وجکسن پولاک هم دیگررا در خلق کارهایشان ؛ بیان فردیت و کشف و تجربه  شیوه های تازه یاری میکردند و همراه و همکار یکدیگر بودند ؛ اما  فضایی که فرصت بیشتری به پولاک برای حضورو نمایش و ارایه آثارش میداد  توجهی به کارهای  با ارزش  لی کرزنر نداشت  . بها دادن به جنون و  جسارت های جکسن پولاک  و توجهی که به نقاشی های  او میشد ؛ حتی روی شبوه کار و نحوه باور و نگاه  لی کرزنر درباره خود وشخصیت و حرفه اش تاثیر ی عمیق داشت .  او با ایفای نقش مشوق و حامی  پولاک  و نگهبان رابطه  عاطفی پر تنشی که بین آن  دو  شکل گرفته بود  ؛ جایگاه خود به عنوان یک نقاش پیشرو نیویورکی را در حاشیه قرار داد و محافل هنری و منتقدین نیز او را به فراموشی سپردند .  لی کرزنرسال ها بعد از مرگ جکسن پولاک همچنان  به کارش ادامه داد . اما  شش ماه  پس از مرگش موزه هنرها ی معاصر نیویورک  نمایشگاهی برای مرور آثار  او برپا کرد و نیویورک تایمز در باره ی این نمایشگاه نوشت که: این آثار به خوبی نمایش دهنده ی جایگاه کرزنر در مدرسه هنر نیویورک به عنوان یک هنرمند مهم و مستقل در نسل پیشگام  " اکسپرسیونیسم انتزاعی " است. آثار تکان دهنده وی ازارزش بالایی در نیمه ی دوم قرن بیستم برخوردار است و  در سال ۲۰۰۸ لی کرزنر یکی از چهار هنرمند زنی بود که مرور کلی آثارش  در  موزه هنر مدرن نیویورک به نمایش درآمد. سه هنرمند دیگر لوئیس بورژوا   ؛ هلن فرانکن تلر و الیزابت مورای  بودند. آثار طراحی و نقاشی کاغذی کرزنر در سال ۱۹۸۵ به" آرشیو هنر آمریکا" اهدا شد. . پس از مرگ او  "خانه کرزنر  "  در ایست همپتن تبدیل به "استودیو و خانه " پولاک _کرزنر" شد.

بعضی از نقاشی های لی کرزنر
http://www.youtube.com/watch?v=qH421r8Hs2Q". .
    .http://www.biography.com/people/lee-krasner-37447#synopsis
                      فیلمی کوتاه درباره لی کرزنر